اين جام آخر شراب است بانو
و ديگر نه از مستي خبري خواهد بود
نه از شراب
آخرين نامه ي جنون است اين
آخرين سياه مشق کودکي
ديگر نه ساده گي کودکي را به تماشا خواهي نشست
نه شکوه جنون را
دل به تو بستم گل ياس ِ دلپذير
چون کودکي که از مدرسه مي گريزد
و گنجشک ها و شعرهايش را
در جيب شلوارش پنهان مي کند
من کودکي بودم
گريزان و آزاد
بر بام شعر و جنون
اما تو زني بودي
با رفتارهاي عاميانه
زني که چشم به قضا و قدر دارد
و فنجان قهوه
و کلام فالگيران
زني رو در روي صف خواستگارانش
افسوس
از اين به بعد در نامه هاي عاشقانه
نوشته هاي آبي نخواهي خواند
در اشک شمع ها
و شراب نيشکر
ردي از من نخواهي ديد
از اين پس در کيف نامه رسان ها
بادبادک رنگيني براي تو نخواهد بود
ديگر در عذاب زايمان کلمات
و در عذاب شعر حضور نخواهي داشت
جامه شعر را بدر آوردي
خودت را بيرون از باغهاي کودکي پرتاب کردي
و بدل به نثر شدي
نزار قباني
نوای کمانچه...ما را در سایت نوای کمانچه دنبال میکنید
برچسب: ايين نامه ي معافيت پزشكي,
نویسنده:
بازدید: 6